السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

86

تفسير الميزان ( فارسي )

هيچ دليلى بر آن نيست ، و از آن سخيفتر اين است كه بعضى « 1 » گفته‌اند : معناى جمله اين است كه : تكذيبگران رسولان بدانند كه رسولان ، رسالات پروردگار خود را به ايشان ابلاغ كردند . و در جمله * ( « وَأَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ » ) * ضمير جمع بنا بر وجهى كه ما اختيار كرديم به رسولان بر مىگردد ، و ظاهرا اين جمله متمم معناى حراست سابق الذكر است ، پس جمله * ( « مِنْ بَيْنِ يَدَيْه » ) * به نگهبانان بين رسول و مردم ، و جمله « و من خلفه » به نگهبانان بين رسول و خدا اشاره مىكند ، و جمله * ( « وَأَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ » ) * به اينكه خداى تعالى احاطه علمى به دل و نفس رسول ( ص ) دارد اشاره مىكند ، در نتيجه آيه شريفه مىفهماند كه وحى خدا - از مصدر وحى گرفته تا نفس رسول و از رسول گرفته تا مردم . از هر گونه تغيير و تبديلى ايمن است . ممكن هم هست مراد از جمله مورد بحث تنها نفس رسول نباشد ، بلكه هم آن را شامل باشد و هم مسير وحى را و هم همه امورى را كه به نحوى با رسول و رسالت تعلق و ارتباط دارد ، هم چنان كه جمله بعدى كه مىفرمايد : * ( « وَأَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً » ) * در صدد اين است كه عموميت علم خدا به اشيا را افاده كند ، البته علم به عدد اشيا و تميز آنها از يكديگر ، پس از آنچه در باره سه آيه اخير گذشت چهار نكته به دست آمد . اول اينكه : علم به غيب بالأصاله و مستقلا خاص خداى تعالى است ، به آن معنايى كه توضيح داديم ، پس خداى تعالى به ذات خودش عالم به غيب است ، و ديگران اگر علمى به غيب داشته باشند به تعليم او دارند ، با اين نكته كه از آيه استفاده كرديم روشن مىشود كه هر جا خداى تعالى از انبيا حكايت كرده كه منكر علم غيب خود شده‌اند ، منظور اين بوده كه بفهمانند ما رسولان ، بالأصاله و مستقلا علم به غيب نداريم ، نه اينكه با وحى خدا هم داناى به غيب نمىشويم ، مانند آنجا كه فرموده : « قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّه وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ » « 2 » و آنجا كه فرموده : « وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ » « 3 » ، و آنجا كه فرموده : « قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ » « 4 » .

--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 633 . ( 2 ) بگو من ادعا نمىكنم كه خزينه هاى خدا در دست من است ، و من غيب نمىدانم . سوره انعام ، آيه 50 . ( 3 ) و اگر من غيبدان بودم خيرات و منافع زيادى جمع مىكردم . سوره اعراف ، آيه 188 . ( 4 ) بگو من از ميان رسولان رسولى نوظهور نيستم نه مىدانم كه با من چه مىكنند ، و نه اينكه با شما چه مىكنند ، و پيروى نمىكنم مگر آنچه را كه به من وحى مىشود . سوره احقاف ، آيه 9 .